جراحی پلاستیک
17 دی 1404
آیا نوک بینی شما بعد از جراحی اول دچار افتادگی شده است؟ یا شاید پزشکتان گفته که برای جراحی ترمیم بینی (Revision Rhinoplasty) نیاز به گرافت غضروفی گوش دارد و حالا تمام فکر و ذکرتان این است: "نکند گوشهایم زشت یا دفرمه شوند؟"
این نگرانی کاملاً طبیعی است، اما پاسخ علم پزشکی به آن بسیار اطمینانبخش است.
در دنیای جراحی پلاستیک، وقتی تیغه میانی بینی (سپتوم) ذخیره کافی ندارد، گرافت غضروفی گوش طلاییترین استاندارد برای بازسازی نوک بینی است.
جراحان این غضروف را دقیقاً از ناحیه "کاسه گوش" یا همان کونکا (Concha) برمیدارند.
توضیح ساده: کونکا همان بخش گود رفته وسط گوش است که نقشی در نگه داشتن شکل ظاهری گوش یا شنوایی ندارد. مثل برداشتن چند آجر از دیواری که بار اصلی ساختمان روی آن نیست.
این بافت به دلیل انعطافپذیری بالا و نرم بودن، بهترین گزینه برای شکلدهی طبیعی به نوک بینی است و برخلاف غضروف دنده، باعث سفت و مصنوعی شدن بینی نمیشود.
در ادامه این مقاله، همه چیز را درباره نحوه انجام این پیوند، میزان درد، دوره نقاهت و هزینه آن بررسی میکنیم تا با خیالی آسوده تصمیم بگیرید.
انتخاب عمل بینی با غضروف گوش توسط جراح، صرفاً یک راهحل جایگزین نیست، بلکه یک استراتژی هوشمندانه پزشکی است.
پزشکان به دلیل ویژگیهای بافتی منحصربهفرد لاله گوش، آن را برای ترمیم ظریفترین بخش صورت، یعنی نوک بینی، برگزیدهاند.
این انتخاب بر اساس سه اصل مهم پزشکی انجام میشود که تضمینکننده زیبایی و سلامت تنفس شماست. در ادامه دلایل علمی این انتخاب را بررسی میکنیم.

در اغلب جراحیهای اولیه بینی، جراح از غضروف تیغه میانی (سپتوم) برای شکلدهی استفاده میکند.
اگر به هر دلیلی نیاز به جراحی مجدد (Revision) پیدا کنید، معمولاً بانک غضروفی سپتوم خالی شده یا آسیب دیده است.
در این شرایط، غضروف گوش در دسترسترین و مناسبترین منبع برای پیوند است که کیفیت لازم را دارد.
سپتوم (Septum): دیواره غضروفی و استخوانی که دو سوراخ بینی را از هم جدا میکند و ستون اصلی بینی است.
برای انجام یک تیپ پلاستی با غضروف گوش موفق، جراح به بافتی نیاز دارد که هم ایستایی داشته باشد و هم نرم باشد.
غضروف دنده بسیار سفت و خشک است و اگر در نوک بینی استفاده شود، حسی شبیه به سنگ ایجاد میکند و حرکت طبیعی نوک بینی را هنگام خندیدن میگیرد.
اما غضروف گوش ذاتاً دارای انحنا و نرمی است.
این ویژگی به جراح اجازه میدهد تا انحناهای ظریف و طبیعی را بدون ایجاد ظاهر مصنوعی در نوک بینی خلق کند.
استفاده از غضروف گوش یک پیوند "اتوگرافت" (Autograft) محسوب میشود.
اتوگرافت: پیوند بافتی که از بدن خود فرد برداشته میشود و به ناحیه دیگری از بدن همان فرد منتقل میشود.
چون این بافت متعلق به بدن خود شماست، خطر "رد پیوند" توسط سیستم ایمنی تقریباً صفر است.
برخلاف پروتزهای مصنوعی یا غضروفهای اشعهدیده (از بانک جسد)، غضروف گوش با گذشت زمان جزئی زنده و یکپارچه از بینی شما میشود و احتمال عفونت در آن بسیار نادر است.
بزرگترین ترس متقاضیان این عمل، دفرمه شدن، افتادگی یا تا شدن گوش است.
بگذارید خیالتان را راحت کنیم: خیر، ظاهر گوش تغییری نمیکند.
جراح متخصص پلاستیک، غضروف را فقط از ناحیه "کاسه گوش" (Concha) برمیدارد.
این بخش گود رفته، نقشی در ایستایی و شکل کلی گوش ندارد.
ستونهای اصلی نگهدارنده گوش، یعنی لبهها (Helix) و برجستگی Y شکل بالای گوش (Antihelix)، کاملاً دستنخورده باقی میمانند.

آنتیهلیکس (Antihelix): برجستگی غضروفی که موازی با لبه بیرونی گوش است و مسئول حفظ حالت ایستاده لاله گوش میباشد.
تا زمانی که این ستونهای اصلی حفظ شوند، اسکلت گوش استوار میماند و حتی بعد از لمس کردن هم متوجه کمبود غضروف در کاسه گوش نخواهید شد.
تجربه بیماران نشان میدهد که حتی نزدیکترین افراد خانواده نیز متوجه تغییری در ظاهر گوش آنها نشدهاند.
برش جراحی دقیقاً در چین طبیعی پشت گوش (شیار پشت لاله گوش) ایجاد میشود.
این ناحیه به دلیل موقعیت آناتومیک خود، کاملاً از دید پنهان است.
بنابراین اصلاً نگران جای بخیه پشت گوش نباشید، زیرا اسکار (جای زخم) آن در سایه گوش گم میشود.
با گذشت زمان و استفاده از کرمهای ترمیمکننده، خط بخیه چنان محو میشود که حتی آرایشگرتان هم به سختی متوجه آن خواهد شد.
این یک باور غلط است که دستکاری لاله گوش باعث کاهش شنوایی میشود.
عمل برداشتن غضروف، فرسنگها با کانال گوش (External Auditory Canal) و سیستم شنوایی فاصله دارد.
پرده گوش و استخوانهای ریز داخلی کاملاً ایمن هستند.
وظیفه اصلی لاله گوش جمعآوری امواج صوتی است و بخش کونکا تأثیر ناچیزی در این فرایند دارد که حذف آن هیچ اختلالی در شنوایی ایجاد نمیکند.
این جراحی یک فرآیند دو مرحلهای دقیق است که همزمان با عمل اصلی بینی انجام میشود.
جراح باید با ظرافت تمام، بانک غضروفی را از گوش استخراج کرده و سپس در بینی به کار گیرد.
در اینجا قدمبهقدم با اتفاقاتی که در اتاق عمل میافتد آشنا میشوید.
معمولاً زمانی که شما تحت بیهوشی عمومی برای عمل بینی هستید، جراح سراغ گوش میرود.
البته اگر فقط نیاز به ترمیم نوک بینی باشد، میتوان این کار را با بیحسی موضعی هم انجام داد.
پزشک ابتدا محلول بیحسی و آدرنالین را به پشت گوش تزریق میکند تا خونریزی به حداقل برسد.
سپس برشی کوچک در شیار پشت گوش ایجاد کرده و پوست را به آرامی کنار میزند.
در نهایت، قطعه مورد نظر از غضروف کونکا جدا شده و پوست مجدداً بخیه زده میشود.
غضروف گوش به صورت خام قابل استفاده نیست، زیرا شکل کاسهای و منحنی دارد.
جراح روی میز ابزار، با تکنیکهای خاصی این غضروف را مسطح یا لایهلایه میکند.
گاهی لازم است غضروف "خرد" یا Morselized شود تا نرمتر شده و برای پر کردن فرورفتگیهای ظریف استفاده شود.
مورسلیز (Morselized): له کردن کنترل شده غضروف برای تبدیل آن به بافتی نرم و خمیری شکل جهت جلوگیری از ایجاد لبههای تیز زیر پوست.
حالا نوبت به هنرنمایی جراح در نوک بینی میرسد.
غضروف آماده شده معمولاً در دو ناحیه استراتژیک کاشته میشود:
انتخاب منبع پیوند، سرنوشت زیبایی و تنفس بینی شما را رقم میزند.
بیماران اغلب در دوراهی انتخاب بین منابع مختلف سردرگم میشوند و میخواهند بدانند تفاوت غضروف گوش و دنده دقیقاً در چیست.
در جدول زیر، نگاهی تخصصی و بیطرفانه به ویژگیهای هر کدام انداختهایم تا بتوانید با دید بازتری تصمیم بگیرید.
|
ویژگی |
غضروف گوش (Ear Cartilage) |
غضروف دنده (Rib Cartilage) |
پروتز مصنوعی (Synthetic) |
|
جنس بافت |
نرم، منعطف و ارتجاعی |
سخت، محکم و خشک |
غیرطبیعی و پلاستیکی |
|
سختی جراحی |
سبک (برش کوچک پشت گوش) |
سنگین (برش روی قفسه سینه) |
آسان (آماده مصرف) |
|
ریسک عفونت |
بسیار نادر (سازگار با بدن) |
بسیار نادر |
بالا (جسم خارجی) |
|
خطر تغییر شکل |
حفظ شکل طبیعی |
احتمال تابخوردگی (Warping) |
احتمال جابجایی |
|
بهترین کاربرد |
نوک بینی و پرهها |
پل بینی و اسکلت اصلی |
توصیه نمیشود |
همانطور که میبینید، غضروف دنده قدرت ایستایی بالایی دارد اما بزرگترین عیب آن احتمال "وارپینگ" یا کج شدن به مرور زمان است.
وارپینگ (Warping): تمایل ذاتی غضروف دنده به خم شدن و تغییر شکل پس از گذشت چند ماه از جراحی.
در مقابل، نگرانیهایی درباره میزان جذب غضروف گوش در بینی وجود دارد.
باید بدانید که اگرچه درصد کمی از حجم این غضروف ممکن است کاهش یابد، اما جراحان با تجربه با تکنیک "بیشاصلاحی" (Overcorrection) این مسئله را خنثی میکنند.
یعنی کمی بیشتر از حد نیاز پیوند میزنند تا پس از جذب جزئی، نتیجه نهایی کاملاً ایدهآل و پایدار باقی بماند.
در مورد پروتزهای مصنوعی (مثل سیلیکون) در نوک بینی، تقریباً تمام مراجع علمی مدرن به دلیل ریسک بالای بیرونزدگی از پوست، استفاده از آن را ممنوع میدانند.

دوران بهبود در این جراحی دو جنبه دارد: یکی مراقبت از بینی و دیگری مراقبت از گوش اهداکننده.
خوشبختانه گوش بافت بسیار خوشزخمی دارد و با رعایت چند نکته ساده، سریعتر از آنچه فکر میکنید بهبود مییابد.
نکته کلیدی در این مرحله، جلوگیری از تجمع خون زیر پوست گوش و حفظ شکل طبیعی آن است.

بلافاصله بعد از عمل، جراح یک پانسمان فشاری مخصوص (Bolster Dressing) را به جلو و پشت گوش میدوزد یا میچسباند.
این پانسمان باید بین ۲۴ تا ۷۲ ساعت (بسته به نظر پزشک) باقی بماند تا از "هماتوم" یا جمع شدن خون جلوگیری کند.
هماتوم (Hematoma): تجمع خون خارج از رگهای خونی که اگر تخلیه نشود، میتواند باعث تغییر شکل گوش (گوش گلکلمی) شود.
مهمترین قانون خوابیدن این است: هرگز روی گوش جراحی شده نخوابید.
حداقل تا دو هفته باید به پشت بخوابید و از دو بالش استفاده کنید تا سر بالاتر از بدن قرار گیرد.
شاید تعجب کنید، اما طبق تجربه بیماران، درد ناحیه گوش در روزهای اول کمی بیشتر از درد خود بینی است.
این کاملاً طبیعی است، زیرا لاله گوش عصبدهی حسی بسیار قوی دارد.
این درد معمولاً ضرباندار است و با مسکنهای معمولی مثل استامینوفن یا ایبوپروفن به راحتی کنترل میشود.
تورم گوش نیز ممکن است تا یک هفته ادامه داشته باشد، اما کبودی در این ناحیه به ندرت دیده میشود.
اگر جراح از بخیههای غیرجذبی (معمولاً نایلون) استفاده کرده باشد، حدود ۷ روز بعد از عمل باید برای کشیدن آنها مراجعه کنید.
فرآیند کشیدن بخیه گوش بسیار سریع و تقریباً بدون درد است.
در طول این هفته، باید روزانه محل برش را با پماد آنتیبیوتیک (مثل تتراسایکلین یا موپیروسین) چرب نگه دارید تا از عفونت جلوگیری شود و زخم نرم بماند.
هر عمل جراحی، حتی اگر برای زیبایی باشد، خطرات خاص خود را دارد و ما وظیفه داریم صادقانه آنها را به شما بگوییم.
اگرچه عوارض برداشتن غضروف از گوش بسیار نادر است، اما آگاهی از آنها حق شماست.
در موارد نادری، ممکن است عفونت جزئی در محل برش دیده شود که با آنتیبیوتیک خوراکی رفع میشود.
همچنین بیحسی موقت لاله گوش ممکن است تا چند هفته ادامه داشته باشد که به مرور زمان بازمیگردد.
یکی از چالشهای فیزیولوژیک در پیوند اتوگرافت، پدیدهای به نام "تحلیل" یا جذب بافت است.
بدن ممکن است بخشی از غضروف پیوندی را به عنوان بافت اضافه شناسایی کرده و به مرور زمان جذب کند.
این اتفاق در غضروف گوش بیشتر از دنده رخ میدهد.
به همین دلیل، جراحان با تجربه تکنیک "بیشاصلاحی" (Overcorrection) را اجرا میکنند؛ یعنی حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر از حجم مورد نیاز غضروف پیوند میزنند تا پس از جذب احتمالی، نتیجه نهایی دقیقاً همان چیزی باشد که انتظار میرفت.
مهمترین عارضهای که باید مراقب آن باشید، تجمع خون زیر پوست گوش یا همان هماتوم است.
اگر خون بین پوست و غضروف باقیمانده جمع شود، میتواند به غضروف فشار آورده و باعث تغییر شکل دائمی شود.
اینجاست که اهمیت حیاتی آن "پانسمان فشاری" بزرگ و شاید آزاردهنده مشخص میشود.
این پانسمان با ایجاد فشار یکنواخت، پوست را به غضروف میچسباند و اجازه نمیدهد فضای خالی برای تجمع خون ایجاد شود.
افرادی که سابقه بدزخمی دارند یا در خانوادهشان سابقه ایجاد گوشت اضافه (کلوئید) وجود دارد، باید قبل از عمل به پزشک اطلاع دهند.
اگرچه برش در پشت گوش پنهان است، اما ایجاد یک برجستگی سفت و قرمز میتواند آزاردهنده باشد.
در این موارد، پزشک ممکن است همزمان با عمل، تزریق کورتون انجام دهد یا از ژلهای سیلیکونی مخصوص برای پیشگیری استفاده کند.
کلوئید (Keloid): رشد بیش از حد بافت اسکار در محل زخم که منجر به ایجاد برجستگی سفت، قرمز و گاهی خارشدار میشود.
وقتی صحبت از جراحی ترمیمی (Revision Rhinoplasty) میشود، باید انتظار ارقامی متفاوت با جراحی اولیه را داشته باشید.
به طور کلی، هزینه عمل بینی با غضروف گوش حدود ۲۰ تا ۵۰ درصد بیشتر از یک رینوپلاستی معمولی است.
دلیل این افزایش قیمت کاملاً فنی و منطقی است:
اول اینکه جراح باید همزمان روی دو ناحیه از بدن (گوش و بینی) کار کند که این یعنی دو برابر شدن ریسک و دقت.
دوم اینکه زمان اتاق عمل طولانیتر میشود؛ چون استخراج، آمادهسازی و پیوند غضروف فرآیندی ظریف و زمانبر است.
و سوم، پیچیدگی خود عمل است؛ اصلاح بینیای که قبلاً دستکاری شده و بافت اسکار (Fibrosis) دارد، مهارت بسیار بالایی میطلبد.
عوامل زیر مستقیماً روی فاکتور نهایی شما تأثیر میگذارند:
بنابراین، به جای جستجو برای ارزانترین گزینه، به دنبال جراحی باشید که تجربه کافی در برداشتن صحیح گرافت و بازسازی بینی داشته باشد، زیرا نتیجه این عمل معمولاً آخرین شانس شما برای داشتن بینی ایدهآل است.
استفاده از گرافت غضروفی گوش، پلی مطمئن و نجاتبخش برای رسیدن به بینی ایدهآل در جراحیهای پیچیده ترمیمی است.
اما فراموش نکنید که در این معادله، "تیغ جراح" بسیار تعیینکنندهتر از "جنس غضروف" است.
غضروف گوش ذاتاً منحنی و کاسهای شکل است.
این هنر دستان و دانش تکنیکی جراح است که باید این بافت خام را تراشیده و به ساختاری صاف، مستحکم و زیبا برای نوک بینی تبدیل کند.
بنابراین، موفقیت نهایی عمل بیش از آنکه به بانک غضروفی بدن شما وابسته باشد، به ظرافت و تجربه پزشکی بستگی دارد که انتخاب میکنید.
اگر نوک بینیتان دچار افتادگی شده یا نیاز به جراحی مجدد دارید، انتخاب پزشک باتجربه خط قرمز شماست.
ما در "هیلیفا" با بررسی دقیق سوابق و رضایت بیماران، لیستی از جراحان معتبر و کلینیکهای استاندارد را گردآوری کردهایم.
شما میتوانید برای اطمینان از نتیجه و حفظ سلامت تنفسی خود، بهترین متخصصان این حوزه را از طریق پلتفرم ما پیدا کنید.
پـر بـازدیـد تـرین مطـالب
دسته بندی نشده
12 آبان 1404
کلوملا، بخش میانی بینی، به شکلها و ویژگیهای مختلفی تقسیم میشود و تغییرات ...
نفر این مقاله را مطالعه کردند.
دسته بندی نشده
28 فروردین 1404
هماتوم سپتوم بینی: تجمع خون بین تیغه و مخاط بینی در اثر ضربه، جراحی یا بیما ...
نفر این مقاله را مطالعه کردند.
ورم در بافت پیوندی ماندگارتر است. اگرچه بخش اصلی ورم طی ۲ ماه میخوابد، اما ظرافت نهایی و شکلگیری کامل نوک بینی بین ۶ تا ۱۲ ماه زمان میبرد.
بله، در موارد نادری که بینی دچار تخریب شدید بافتی باشد و غضروف یک گوش برای بازسازی کافی نباشد، جراح از هر دو گوش به عنوان بانک غضروفی استفاده میکند.
نظـــرات مخاطبـــان
امتیـــاز دهیـــد!
0